جمال رضايى

173

بيرجندنامه ( فارسى )

دبّاغى شدهء گوساله درست مىكردند و با تسمه‌هاى چرمى آن را به دوش مىكشيدند . « آب‌كشى » يا « سقّايى » كارى بسيار پرزحمت بود زيرا سقّاها ناگزير مشك‌ها را در « پاشير » آب‌انبارها پر مىكردند و آن‌ها را به دوش افكنده از پلّه‌هاى آب‌انبار كه گاهى از هشتاد تا هم متجاوز بود بالا مىبردند و به خانه‌هاى مشتريانشان مىرساندند ، هر محلّه سقّاهاى معيّنى داشت و هر خانه ( كسانى كه بضاعت داشتند ) سقّايى ويژه داشت كه هر روز يك يا دو مشك آب به آن خانه مىبرد و آخر هفته يا ماه مزد خود را دريافت مىكرد . مردمى كه بضاعت چندانى نداشتند و نمىتوانستند اجرت سقّا را بدهند ناگزير خودشان آب را با كوزه و سبو به خانه مىبردند « 1 » . آب‌انبارها با آن‌كه بهداشتى نبودند و از آبى كه از كوه در جوهاى روباز و خاكى به شهر مىآوردند پر مىشدند ، ولى تنها حلّال مشكل آب آشاميدنى شهر بودند . براى آگاهى از طرز و وسايل و مصرف آب در خانه‌ها نگاه كنيد به همان مقالهء ارزشمند استاد دكتر گنجى در « از شمار دو چشم . . . » . آب شيرين در بيرجند آن زمان به اندازه‌اى عزيز و گرامى بود كه جز براى آشاميدن و تهيّهء غذا از آن استفاده نمىكردند ، حتّى با آن وضو نمىگرفتند و هرگز با آن تطهير نمىكردند و ريختن آن را بر روى زمين « گناه » مىشمردند . به همين جهت در خانه‌ها دو نوع آب داشتند : آب شيرين براى خوردن و آب شور براى شست‌وشو و ريخت‌وپاش . در آن زمان در بيرجند و روستاهاى نزديك آن ( در محدودهء مورد پژوهش ما ) 21 آب‌انبار وجود داشت . از اين تعداد پانزده‌تا در شهر ، دوتا در خارج ولى نزديك شهر و چهارتا در چهار روستاى نسبتا بزرگ غربى بيرجند واقع بود . اين آب‌انبارها - به‌جز دوتا كه از آب سيل پر مىشدند - از آب‌هاى بهارى كوه جنوبى بيرجند ( باغران ) پرآب مىگشتند ، به همين جهت 14 تاى آن‌ها در دامنهء شيب جنوبى تپّهء شهر و در جنوب نهر « قصبه » يا در « كشمان » ساخته شده بود يعنى در نقاطى كه آب كوه باغران بر آن « سوار » مىشد « 2 » . اين آب‌انبارها از شرق به غرب شهر عبارت بودند از : 1 - 4 - آب‌انبار حاجى خان : اين آب‌انبار در محلّهء « دم‌قلعه » در آغاز كوچهء معروف « خواجه‌ها » و در جنب خانهء مسكونى مرحوم احمد محسن‌زاده ( احمد حاجى محمّد حسن ) واقع بود و بدين جهت برخى به آن

--> ( 1 ) . نك : گنجى . دكتر محمّد حسن . « يادى از بيرجند و آب‌هاى شيرين و شورش » . از شمار دو چشم . . . . مشهد . صص 291 - 276 . نيز نگاه كنيد به فصل دو از جستار چهار همين كتاب . صص 163 - 161 . ( 2 ) . نك : آيتى . ابو الحسن . « خاطراتى از بيرجند » ، صص 50 - 48 .